دو کوهه
سلام خدمت همه ی بزرگواران
راهیان رفتیم و برگشتیم ان شاالله که شهدا قبولمان کرده باشن یاد همه ی شما بزرگواران بودم مخصوصا دو کوهه که همیشه برام یه سفر خاصی بوده به یه حال معنوی بسیار زیبا رفتم طوری که با بستن چشمات میتونستی حس کنی شهدا اونجا هستن
وقتی حاج آقا شیخی درباره حسینه ی شهید همت حرف میزد و میگفت که رزمنده های اون موقع تعریف کردن که قبل اینکه اذان صبح به صدا در بیاد حسینه پر میشه از رزمنده هایی که جا برا خودت پیدا نمیکنی این رزمنده ها همه برا نماز شب و دعا و مناجات جمع بودن و ما از قافله آنها جا ماندیم
یاد حرف شهید همت میوفتم وقتی دو کوهه میرم :
برای اینکه خدا لطفش ،رحمتش و آمرزشش شامل ما شود ،باید اخلاص داشته باشیم
و برای اینکه اخلاص داشته باشیم ،سرمایه می خواهد که از همه چیزمان بگذریم
و برای اینکه از همه چیزمان بگذریم ،باید شبانه روز دل مان و وجودمان و همه چیزمان با خدا باشد
این قدر پاک باشیم که خدا کلا از ما راضی باشد
قدم بر میداریم ،برای رضای خدا
قلم بر میداریم برای رضای خدا
حرف می زنیم،برای رضای خدا
شعار می دهیم ،برای رضای خدا
می جنگیم ،برای رضای خدا
همه چیز،همه چیز،همه چیزمان برای خدا خواست خدا باشد
که اگر شد ،پیروزی نزدیک است.
بزرگواران تو این سفر سه تا خبر خوشحال کننده شنیدم دو تاش مربوط به محجوب شدن دو نفر از خواهرای گلم بود که تصمیم گرفته بودن چادری شن حتی چادری که سر کرده بودن رو روی آن با گل نوشتن یا زهرا
و خبر بعدی درباره پدر دانش آموزی بود که یک سال بود سر مزار پدر بزرگوارش نمیرفت و در روز چهارم سفرمون پدر بزرگوارش به خوابش میاد و میگه که از دستش ناراحته
ایشون برا خودشون یه تعبیر دیگه ای کرده بودن ولی خب ما از علما پرسیدیم گفتن چون یک سال هست که سر مزار پدرش نمیره پدرشون گله مند هستن از دوری دختر و این یک معجزه هست که یک سال پدر به خوابش نمی یومد درست در این چند روز سفر راهیان پدر به خوابشون میاد
شهدا زنده اند و خودشون راهنمای ما هستن ان شالله که بتونیم ادامه دهنده ی راهشون باشیم
یاد همه ی شما بودم ملتمس دعای شما بزرگواران هستم
یا علی التماس دعای فرج
- ۹۴/۱۱/۱۶
کاش زیادتر میگفتید اینقدر دلتنگمممم که نگو